حرفی نیست

 

برمیگردم به باران

 

وسلام می کنم

 

به چتری که تنها

 

دستی به گردن دارد

 

اما می دانم غریبه گی می کند

 

ما در روزهای آفتابی

 

صدای مان را گم کرده ایم.